خطا
  • JFolder::create: نمی توان پوشه را ایجاد نمود Path: /www/htdocs/w00ffcb4/cache/template

مجلسی از چه موضع و ایستاری به نقد فلسفه می پردازد؟

مجلسی در عین حال که محدثی بزرگ و آشنا به معارف اهل بیت علیهم السلام است، متکلمی چیره دست است که از یک سو به  تبیین و استدلال در دفاع از عقاید دینی و وحیانی می پردازد و از دیگر سو مقابله با بدعتها و انحرافات و اعوجاجات  وارده در عقاید دینی خواص و عوام را وظیفه حتمی خویش می بیند. و این به حکم این حدیث نبوی صلی الله علیه و آله است که فرمود: 

إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ.

در دوران حیات مرحوم مجلسی، هم اندیشه ها و عقاید منحرف صوفیان در بین شیعیان رواج پیدا کرده بود و هم فلسفه به ظاهر عقلی اما در باطن الحادی یونانی به حوزه های علمی تشیع نفوذ و رسوخ کرده و طرفداران و مروجانی را در میان برخی عالمان دینی یافته بود. مصیبت بزرگ جامعه علمی شیعه در دوران مجلسی که به گفته او از نتایج رواج آثار فلسفی در بین خواص علمی بود، غربت و به حاشیه رانده شدن معارف نورانی اهل بیت علیهم السلام بود.

این عالم بصیر و زمان شناس برای مقابله با این پدیده خطرناک همزمان دو کار مهم یکی ایجابی و دیگری سلبی همراه با هم به انجام رساند. کار اول احیای تراث روایی شیعه با تدوین دائرة المعارف بزرگ حدیثی بحار الانوار با سبک و سیاقی خاص بود که بر خلاف نظریه مشهور و رایجِ کاملا غلط، صرف جمع آوری ـ اعم از صحیح و سقیم  ـ نبود بلکه به منظور ارائه یک منظومه معرفتی مبتنی بر آموزه های قران و اهل بیت علیهم السلام صورت گرفت. (مقصود ما این نیست که هر روایتی که  در بحار آمده است، غیر قابل خدشه و بحث است.  شاید در مورد هیچ  کتاب روایی نتوان چنین حکمی را صادر کرد اما بدون شک اکثریت قاطع آنچه در بحار آمده است به دلیل آن که از نظر عالمی بزرگ و نقاد و حدیث شناس چون مجلسی گذشته است، معتبر و قابل استناد است و بخشی از روایات بحار نیز در خور بررسی و نقد و اعتبار سنجی است.)

 البته در کنار بحار الانوار و نیز مراة العقول که ويژه خواص و حوزویان بود، مرحوم مجلسی به تالیف کتب دیگری به زبان فارسی که عموما حاوی روایات اهل بیت علیهم السلام در زمینه عقاید و تاریخ و آداب و سنن و اخلاق بودند مانند رساله اعتقادات، حق الیقین، حیات القلوب و حلیة المتقین و ... برای استفاده عموم پرداخت و این خود عمق وظیفه شناسی و جامع نگری این عالم ربانی را نشان می داد.

کار دوم و سلبی مجلسی که در بطن کار اول او صورت گرفت، نقد اندیشه های انحرافی از جمله فلسفه و تصوف بود. او در مطاوی آثار عربی و فارسی خود از جمله در بیانات بحار الانوار در فصول مختلفی که با مباحث فلسفه مرتبط است، به نقد مبانی و مسائل فلسفه یونانی که در آثار ابن سینا و دیگر فیلسوفان منعکس بود، می پردازد و تعارض آنها را با عقل و وحی نشان می دهد. عرفان صوفیانه نیز که ریشه یونانی دارد نیز در کتاب حق الیقین  او مورد نقد و رد قرار می گیرد.

مجلسی در همه مباحث و از جمله در مخالفت با فلسفه به هیچ وجه از موضع یک محدث صرف و راوی بدون درایت سخن نمی گوید. مجلسی با مراجعه و تامل و تعمق در روایات و احادیث اهل بیت علیهم السلام به یک منظومه فکری منسجم رسیده است که در مورد هر موضوعی با اتکا و استناد به این منظومه سخن می گوید و نقض و ابرام می کند. مجلسی به استناد آموزه های معرفت شناسانه قران و اهل بیت علیهم السلام برای عقل جایگاهی رفیع به مثابه حجت باطنی خداوند قائل است و تعارض با عقل را بر نمی تابد اما به درستی متوجه این نکته است که وحی اعم از قران و عترت، بهترین معلم و آموزگار عقل اند و هر جا که لازم بوده است از جمله در مساله بنیادی و خطیر خداشناسی، انسانها به مناط عقل و نه تعبد صرف مساله ای را دریابند، خود قران و اهل بیت معلم و مرشد این آموزه های عقلانی بوده اند و هرگز مسلمین و مؤمنین را نه در خلأ رها کرده اند و نه به دیگران ارجاع داده اند.

حجیت عقل از منظر مجلسی

مجلسی حجیت عقل را در جایی که دارای حکمی بدیهی و یا نظری غیر قابل خدشه است، باور دارد و تاویل ظواهر آیات و روایات را نیز بر این اساس می پذیرد. مجلسی در موارد متعددی از آثار خود به این موضوع، تصریح یا اشاره دارد.

وی در کتاب حق الیقین در بحث از  صفت قدرت خداوند می نویسد: 

 «و هيچ ممكن از تحت قدرت او بيرون نيست .... و آنچه كند به اراده و اختيار مي كند و مجبور نيست در كارها و چنان نيست كه تأثير او در اشياء بدون اراده او باشد، مانند سوختن آتش و هر ممكن را كه اراده حق تعالى به ايجاد او تعلق گيرد، البته موجود مي شود چنانچه خود فرموده است كه‏ إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ‏ و اين منافات ندارد با آنكه اراده حق تعالى تعلق به امور قبيحه نگيرد و يك دليل بر اين مضامين آن است كه مذكور شد كه اتفاق كرده‏اند ارباب عقول به اقوال مختلفه بر آنكه عجز و نقص بر صانع عالم روا نيست و چنين امرى يا بديهى است يا نظرى كه در مقدماتش راه شبهه نيست.» (حق الیقین :  14 ـ 13)

در متن فوق مشاهده می کنیم که آنچه بدیهی و یا نظری ای باشد که در مقدمات آن راه شبهه نباشد و هر عقلی آن را می پذیرد از نظر مجلسی حجت و صحیح است و اثبات آن نیاز به امر دیگری ندارد.

اشاره مجلسی به این امر که در مقدمات اثبات یک گزاره نظری راه شبهه نباشد، برای رد گزاره های فلسفی است که فیلسوفان قائل به آن، ادعای عقلانیت در مورد آنها دارند اما در بین خود آنان معرکه آراء و رد و ابرامهای فراوانی است. از نظر مجلسی چنین گزاره هایی محصول عقل نیست، چه آن که در این صورت نباید این گونه مورد اختلاف بین عقلا و خود فیلسوفان باشد. آنچه که حکم عقل است از نظر عموم عقلا (جز آن که کسی دچار شیهه و یا  در مقام سفسطه و القای شک و شبهه باشد) مورد خدشه نخواهد بود. 

مجلسی در مواضع متعددی از کتاب بحار الانوار ضمن حمله شدید به تاویل های بی دلیل فلاسفه نسبت به آیات و روایات،  تاویل آیات یا روایات را بر مبنای برهانی قاطع و ضرورتی عقلی مجاز می داند و این بدان معناست که مجلسی در برابر حکم عقل و آنچه واقعا ـ و نه به صرف ادعا و توهم ـ مورد ادراک مستقل عقل است، خاضع است و حجیت آن را می پذیرد:

«رد آنچه از صاحبان عصمت  ـ صلوات الله علیهم ـ وارد شده است و یا تاویل آنها بدون برهانی قاطع، جرأت  و جسارت ورزی بر خداوند و رسولش و حجتهای معصومش علیهم السلام است.») بحار الانوار 27 : 274)

و در جایی دیگر می گوید:

« و بارها دیدی که ما تاویل نصوص و آثار و آیات و اخبار را بدون ضرورتی عقلی و یا به دلیل وجود معارضات نقلی رد کرده و آن را جسارت در برابر خدای عزیز جباز  دانستیم.» (بحار الانوار 27 : 274)

در دو نقل فوق مشاهده می کنیم که ضمن رد تاویل بی اساس، تاویل بر مبنای برهان روشن و قاطع و ضرورت  عقلی پذیرفته شده است.  

با این توضیحات باب اتهام به مجلسی از سوی مدافعان فلسفه بسته شده و روشن می شود که مجلسی مثل دیگر متکلمان روشن بین شیعی مانند صدوق و مفید و کلینی و سید مرتضی و شیخ طوسی و علامه حلی و محقق کراجکی و .... ، نه از موضع نقل صرف و تعبد محض در برابر آثار و احادیث اهل بیت علیهم السلام بلکه از موضع عقلانیت حقیقی ـ و نه عقلانیت ادعایی ـ و آموزه های نورانی وحیانی، در برابر فلسفه یونانی موضع گیری کرده است و آن را در زمره ضلالت و الحاد و کفر، قلمداد کرده است. 

نویسنده: مهدی نصیری

Rate this item
(0 votes)
  • Last modified on دوشنبه, 21 دی 1394 14:59
  • font size