مهدویت

مهدویت (7)

07 مرداد 1395
ظهور حضرت حجت(عج) از اموري است كه در اسلام نسبت به آنها به شدت تأكيد شده و در حتميت آن ذره اي شك و شبهه وجود ندارد. پيش از اين گفتيم كه در آياتي نظير آية 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است كه فرمانرواي زمين گردند و بر آن سيطره يابند.

 

 

 

صحبت كردن از حضرت مهدي(ع) و نشانه هاي ظهور ايشان در واقع صحبت كردن از حوادثي است كه بناست در آينده اتفاق بيفتد و لذا بجاست كه از خود بپرسيم: اگر در مورد احاديث نقل شده در اين زمينه بررسي اسناد صورت گرفت و مطمئن شديم كه آنها از معصوم(ع) صادر شده است، آيا مي توان مطمئن بود كه حتماً همة آن حوادث آن گونه كه در روايات شريف ما آمده اند وقوع يابند؟ پاسخ به اين پرسش در كتب عقيدتي و فلسفي تحت عنوان «بداء» داده مي شود كه طي اين بخش از مطالب به آن مي پردازيم.

 

«بداء» در لغت به معناي ظهور و روشن شدن پس از مخفي بودن چيزي است و اصطلاحاً به روشن شدن چيزي پس از مخفي بودن از مردم اطلاق مي شود؛ بدين معنا كه خداوند متعال بنا بر مصلحتي، مسئله اي را از زبان پيامبر يا ولي اي از اولياي خويش به گونه اي تبيين مي كند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غير آن را به مردم نشان مي دهد. در قرآن آمده است:

خداوند هر چه را بخواهد محو يا اثبات مي كند در حالي كه ام الكتاب نزد اوست و خود مي داند عاقبت هر چيزي چيست.1

 

و در آيه اي ديگر: و بدالهم سيّئات ما كسبوا.2

بدي هايي را خود كسب كرده بودند و براي آنها مخفي بود برايشان نمايان شد.

يا: ثمّ بدالهم من بعد ما رأؤا الآيات.3

پس از آنكه نشانه ها را ديدند حقيقت امر بر آنها روشن شد.

اين ظهور پس از خفا، تنها براي انسان رخ مي دهد و در مورد

خداوند متعال ابداً صدق نمي كند وگرنه لازمه اش اين است كه خداوند نسبت به آن موضوع جهل داشته باشد كه اين امر محالي است. خداوند، چنانكه قرآن كريم مي فرمايد به همه چيز آگاه و داناست 4 و نسبت به همه چيز در همة زمان ها و مكان ها چه حاضر باشند و چه غايب، چه موجود باشند و چه فاني و چه در آينده به وجود بيايند، علم حضوري دارد. قرآن كريم در اين زمينه مي فرمايد:

هيچ چيزي در آسمان و زمين از نظر خداوند متعال مخفي نمي شود.5

از همين روست كه مسئلة بداء و ظاهر كردن آن امر مخفي به خداوند نسبت داده مي شود:

و بدالهم من الله مالم يكونوا يحتسبون.6

خداوند آنچه را گمان نمي كردند، براي آنها ظاهر كرد.

براساس آية:خداوند چيزي را كه از آنِ مردمي است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند.7

و با استفاده از ديگر آيات و روايات مي توان چنين برداشت كرد كه برخي اعمال حسنه نظير: صدقه، احسان به ديگران، صلة رحم، نيكي به پدر و مادر، استغفار و توبه، شكر نعمت و اداي حقّ آن و... سرنوشت شخص را تغيير داده و رزق و عمر و بركت زندگي اش را افزايش مي دهد، همان طور كه اعمال بد و ناشايست اثر عكس آن را بر زندگي شخص مي گذارد.

پيش از شرح اين عبارت كه بداء در حقيقت ظاهر شدن چيزي است كه از ناحية خداوند متعال براي مردم مخفي و براي خودش مشخص بود، لازم است يادآور شويم كه خداوند متعال بنا بر آيات قرآن دو لوح دارد:

 

الف) لوح محفوظ

 

لوحي كه آنچه در آن نوشته مي شود؛ پاك نشده و مقدّرات آن تغيير نمي يابند؛ چون مطابق با علم الهي است:

بَل هُوَ قُرآنٌ مَجيدٌ في لَوحٍ مَحفوظٍ.8

بلكه آن قرآن مجيدي است كه در لوح محفوظ ثبت گرديده است.

 

ب) لوح محو و اثبات

بنا بر شرايط و سنني از سنت هاي الهي، سرنوشت شخص يا جرياني به شكلي خاص مي شود، با از بين رفتن آن سنت ها يا مطرح شدن سنت هاي جديد سرنوشت آن شخص يا آن جريان تحت الشعاع سنت هاي جديد قرار مي گيرد. به عنوان مثال بناست كه شخص در سن 20 سالگي فوت كند امّا به واسطة صلة رحم يا صدقه اي كه مي دهد، 30 سال به عمرش اضافه مي شود و تا 50 سالگي زنده مي ماند يا به عكس، آن شخص بناست 50 سال عمر كند به واسطة گناه كبيره اي خاص، 30 سال از عمرش كاسته مي شود در همان 20 سالگي مي ميرد. كه البته خداوند متعال از اوّل مي دانست كه بناست اوّلي 50 سال و دومي 20 سال عمر كند ولي براي روشن شدن اين سنت هاي الهي مطلب به اين شكل از زبان پيامبران يا اولياي الهي(ع) بيان مي شود.

 

در قرآن كريم هم آمده است:

يمحوا الله ما يشاء و يثبت و عنده امّ الكتاب.9

يا اين آيه:

آنگاه مدتي را [براي شما عمر] مقرّر داشت و اجل حتمي نزد اوست.10

با توجه به اين دو لوح و مطالبي كه تا به حال به آنها پرداختيم، اين پرسش به ذهن مي رسد كه: آيا ظهور حضرت مهدي(ع) و نشانه هايي كه براي آن بيان شده است، در لوح محفوظ اند يا محو و اثبات. به عبارت ديگر آيا ممكن است اصلاً مسئله اي به نام ظهور ايشان تا آخر عمر بشريت و هستي اتفاق نيفتد يا ظهور بدون تحقّق نشانه ها رخ دهد يا همة نشانه ها بايد رخ دهند؟ در پاسخ به اين پرسش بايد نشانه هاي ظهور را به دو دسته تقسيم كنيم:

1. امور و علايم مشروط

2. امور و علايم حتمي. آنگونه كه امام باقر(ع) امور را به موقوفه و حتميه11 و امام صادق(ع) به حتمي12 و غير حتمي تقسيم كرده اند. مسئلة بداء هم در چهار زمينه با موضوع ظهور حضرت مهدي(ع) ارتباط مي يابد:

 

1. نشانه هاي مشروط و غير حتمي ظهور

 

جز نشانه هايي كه صراحتاً در احاديث به حتمي بودن آنها اشاره شده است، بقية نشانه هاي ظهور همگي از امور موقوفه به شمار مي روند، چنانكه بزرگاني مانند شيخ مفيد، شيخ صدوق و شيخ طوسي بدان تصريح كرده اند. بدين معنا كه به جز نشانه هاي حتمي ظهور بقية آنها بنا بر مشيت و ارادة الهي ممكن است دچار تغيير و تبديل، تقدّم يا تأخّر شوند. به عبارت ديگر آنها از جمله امور لوح محو و اثبات به حساب مي آيند و ممكن است با تغيير و تبديل در شرايط آنها و عوض شدن علل رخ دادن آنها به گونة ديگري پديد آيند يا اصلاً رخ ندهند. البته بسياري از رويدادهايي كه در احاديث ما به آنها اشاره شده است تا كنون اتفاق افتاده اند و دچار بداء در اصل تحقّق خويش نشده اند.

مثلاً اگر در حديث به نزول بلايي (مشروط) اشاره شده باشد به واسطة توسل و استغفار مؤمنان و مسلمانان ممكن است در نزول آن تأخير رخ دهد يا اصلاً چنين بلايي به جهت عظمت عمل صالح ايشان نازل نشود يا اينكه با برخي اعمال صالح يا ناصالح ظهور حضرت را دچار تعجيل يا تأخير كنند.

 

شايد بتوان علت بيان چنين اخباري را اين دانست كه اگر مسئله به اين شكل تبيين نمي شد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمي شدند و بدان مبتلا مي گشتند امّا پس از صدور حديث از ناحية معصوم(ع) و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن، با دعا و توسل و استغفار از پديد آمدن چنان حادثة ناگواري ممانعت به عمل آورند يا سبب حدوث اتفاقي خوشايند شوند. البته فراموش نكنيم كه عكس اين مطلب هم كاملاً صادق است به اين معنا كه شخص معصوم(ع) با اعلام نزول بلا و علّت آن، حجت را بر مردم تمام مي كنند كه شما با وجود آنكه مي توانستيد، آن بلا را از خويش دفع نكرديد يا فلان خير را به سوي خويش جلب ننموديد و از همين روست كه روايت شده است:

خداوند متعال، به چيزي مثل بداء عبادت نشده است.13

 

2. علايم ظهور و امور حتمي

 

پنج مورد از نشانه هاي ظهور در بسياري از روايات كه از حدّ تواتر گذشته است؛ از جمله نشانه هاي حتمي ظهور برشمرده شده اند:

خروج سيّد خراساني و يماني، نداي آسماني مبني بر حقّانيت حضرت مهدي(ع)، شهادت نفس زكيّه و فرو رفتن سپاهيان سفياني در منطقة بيداء (بيابان بين مدينه و مكّه).14

اين نشانه هاي پنج گانه را احاديث از علايم حتمي شمرده و هيچ گونه احتمال بدايي در مورد تحقّق آنها نداده اند وگرنه خلاف حتمي بودن آنها مي شد. اين نشانه ها شديداً با مسئلة ظهور ارتباط داشته و همگي مقارن ظهور رخ خواهند داد ان شاءالله. بزرگواراني چون مرحوم آيت الله خويي در پاسخ به نويسندة كتاب سفياني و علامات ظهور15، علّامه سيّد جعفر مرتضي عاملي، در كتاب خويش و شيخ طوسي، در غيبت خويش16 نسبت به اين موضوع تصريح و اذعان كرده اند كه:

هر چند بنابر تغيير مصلحت ها با تغيير شروط اخباري كه به حوادث آينده مي پردازند، ممكن است دچار تغيير و تبديل شوند؛ جز آنكه روايت تصريح كرده باشد كه وقوع آن جريان حتمي است كه (با توجه به اعتماد ما به معصومين(ع)) ما هم يقين به حدوث آنها در آينده پيدا مي كنيم و قاطعانه مي گوييم در آينده چنين خواهد شد.17

اشكال اساسي كه به اين نظر گرفته مي شود؛ متكي به حديثي است كه نعماني در كتاب خويش آورده است كه: ابوهاشم داوود بن قاسم جعفري گفته است: نزد امام جواد(ع) بوديم و صحبت از حتمي بودن آمدن سفياني شد، از آن حضرت پرسيدم: آيا در مورد امور حتمي هم بداء رخ مي دهد؟ فرمودند: آري. گفتم: مي ترسم در مورد خود حضرت مهدي(ع) بداء رخ دهد. حضرت فرمودند:

ظهور حضرت مهدي(ع) وعدة الهي است و خداوند خلف وعده نمي كند.18

علّامه مجلسي، هم در بحارالانوار پس از نقل اين حديث اين

توضيح را اضافه كرده اند كه:

شايد محتوم، معاني مختلفي داشته باشد كه با توجه به اختلاف در تعاريف ممكن است در مورد برخي از آنها بداء رخ بدهد. مضاف بر اينكه شايد منظور از بداء در مورد خصوصيات آن حادثة محتوم و حتمي باشد و نه اصل تحقّق آن، كه مثلاً پيش از زوال حكومت بني عباس سفياني جنبش هاي خويش را آغاز مي كند.19

اين فرضيه چندان قابل قبول نيست؛ زيرا در صورت پذيرفتن آن، چه فرقي بين حتمي و غير حتمي خواهد بود؟ مضاف بر اينكه روايت مورد بحث ما از حيث سند، ضعيف است.20 در ضمن نمي توان از آن همه حديث و روايتي كه به شدت بر حتمي بودن اين پنج نشانه و امتناع احتمال رخ دادن بداء در آنها تأكيد مي كنند، چشم پوشي كرد و به احاديث انگشت شماري از اين دسته تمسك نمود؛ چون ممكن است در شرايط خاصي (به فرض قوت و اعتبار سندي آنها) معصوم(ع) مجبور شده باشند از روي تقيه، چنين سخني بگويند.

عبدالملك بن اعين گويد: به امام باقر(ع) در مورد حضرت مهدي(ع) گفتم: مي ترسم كه زود بيايند و سفياني نباشد. حضرت فرمودند:

والله نه. سفياني از حتمياتي است كه حتماً خواهد آمد.21

امور يا موقوفه اند يا حتميه كه سفياني از دستة حتمياتي است كه حتماً خواهد بود.22

يا امام صادق(ع) فرمودند:

از حتمياتي كه پيش از قيام حضرت مهدي(ع) خواهند بود اينهاست: شورش سفياني، فرو رفتن در بيداء، شهادت نفس زكيّه و منادي كه از آسمان ندا در دهد.23

حمران بن اعين از امام باقر(ع) راجع به آية:

ثمّ قضي اجلاً و اجلٌ مسمّي عنده؛24

مي پرسد. حضرت مي فرمايند:

دو اجل وجود دارد: محتوم و موقوف.

- محتوم چيست؟

- جز آن نخواهد شد.

- و موقوف؟

- مشيت الهي در رابطة آن جاري مي شود.

- اميدوارم كه سفياني جزء موقوف ها باشد.

- والله كه نه و از محتومات است. 25

 

3. بداء و قيام حضرت مهدي(ع)

 

ظهور حضرت حجت(ع) از اموري است كه در اسلام نسبت به آنها به شدت تأكيد شده و در حتميت آن ذره اي شك و شبهه وجود ندارد. پيش از اين گفتيم كه در آياتي نظير آية 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است كه فرمانرواي زمين گردند و بر آن سيطره يابند كه چنين واقعه اي در تمام طول تاريخ تا كنون اتفاق نيفتاده است و از آنجا كه « ان الله لا يخلف المعياد&raquo26 و خداوند در وعدة خويش تخلف نمي كند، در آينده اي دور يا نزديك حتماً چنين اتفاقي خواهد افتاد. ان شاء الله.

علاوه بر اينكه در موارد بسياري رسول مكرم اسلام(ص) و معصومين(ع) شديداً تأكيد نموده اند كه:

حتي اگر از عمر هستي بيش از يك روز باقي نمانده باشد، خداوند آن قدر اين روز را طولاني مي كند كه حضرت مهدي(ع) ظهور كرده و جهان را مملو از قسط و عدل گردانند.27

 

4. تعيين زمان ظهور حضرت مهدي(ع)

بسياري از روايات، ما را از توقيت (مشخص كردن زمان ظهور) يا تعيين محدودة زماني براي ظهور حضرت به شدت نهي كرده اند و شيعيان را امر كرده اند كه هر كه را چنين كرد تكذيب كنند و دروغ گو بشمارند؛ زيرا اين مطلب در زمرة اسرار الهي است و كسي آن را نمي داند؛ امام صادق(ع) به محمدبن مسلم فرمودند:

محمد! اگر كسي وقتي از جانب ما براي ظهور حضرت مهدي(ع) نقل كرد، از تكذيب كردن او نترس! چرا كه ما براي احدي تعيين وقت نمي كنيم.28

وقتي فضيل از امام باقر(ع) مي پرسد كه آيا اين مسئله وقت مشخص دارد؟ حضرت سه مرتبه مي فرمايند: «آنها كه وقت تعيين مي كنند دروغ مي گويند&raquo.29 يكي از ياران امام ششم(ع) به ايشان عرضه مي دارد: اين مسئله اي كه چشم انتظارش هستيم كي خواهد آمد؟ حضرت مي فرمايند:

اي مهزم! آنها كه وقت تعيين كنند دروغ مي گويند، آنها كه عجله كنند هلاك مي شوند و آنها كه تسليم امر خداوند باشند نجات مي يابند و به سوي ما باز مي گردند.30

آنگونه كه از احاديث برمي آيد، ظهور حضرت حجت(ص) از جمله اموري است كه خداوند متعال آن را از مردم پنهان نموده است و هر زمان كه خداوند تبارك و تعالي اراده كنند و شرايط و علل فراهم و مناسب باشد؛ زمين را از بركات وجودي آن امام همام(ع) بهره مند خواهند نمود.

 

البته نهي از تعيين وقت، شامل نشانه هاي حتمي ظهور نمي شود؛ چرا كه خود معصومين(ع) در اين موارد به فاصلة زماني ميان حدوث آن نشانة حتمي و ظهور حضرت اشاره كرده اند كه مثلاً از ابتداي شورش سفياني تا قيام حضرت بيش از 9 ماه طول نخواهد كشيد يا مثلاً 15 روز پس از شهادت نفس زكيّه حضرت در مكه ظهور مي كنند. وليكن ديگر نشانه ها حداكثر به اين اشاره مي كنند كه ظهور آن وجود مقدس نزديك شده است و نه بيش از اين. چنانكه ديديم برخي از نشانه هاي ظهور قرن هاست كه اتفاق افتاده اند و گذشته اند و هنوز ظهور رخ نداده است. كه البته به جهت ايجاد اميد در دل شيعيان مبني بر نزديك شدن ظهور معصوم(ع) از آن به عنوان نشانة قيام حضرت صاحب(ع) ياد كرده اند.

 

ضمناً اگر بنا بود زمان ظهور مشخص شود و همگان بدانند كه ايشان بناست چه زماني قيام جهاني خويش را آغاز كنند؛ ستمگران و ظالمان تمام عِدّه و عُدّه خويش را براي آن روز مهيا و آماده مي كردند ـ كه به خيال خام و واهي خود ـ آن نور الهي را خاموش كنند و نگذارند عدالت را در جهان گسترش دهند و مؤمنان و مستضعفاني هم كه قرن ها با حدوث اين حادثة عظيم و بزرگ فاصله داشتند مبتلا به يأس و كسالت و خمودي مي شدند حال آنكه قرن هاست بسياري در انتظار آن يار غايب از نظر، ديده ها را خون بار كرده و هر صبح و شام دست دعا به تعجيل در فرج ايشان برداشته اند و اميد دارند كه در زمرة ياران و ياوران ايشان باشند. مشخص نبودن زمان ظهور خواب از چشم هاي ستمگران ربوده و هر صبح و شام از اين هراسناكند كه شايد آن عزيز مقتدر امروز ظهور كند و پايه هاي حكومت شيطاني شان را درهم شكند.

به اميد آنكه آن روز را ببينيم و از ياوران حضرتش باشيم. ان شاءالله.

 

----------------------------------------------------------------------------------------

پي نوشت ها :

 

1. سورة رعد(13)، آية 39.

2 . سورة زمر(39)، آية 48.

3 . سورة يوسف(12)، آية 35.

4 . سورة نساء (4)، آية 35.

5 . سورة آل عمران (3)، آية 5.

6 . سورة زمر(39)، آية 48.

7 . سورة رعد(13)، آية 11.

8 . سورة بروج(85)، آيات 21 و 22.

9 . سورة رعد(13)، آية 39.

10. سورة انعام(6)، آية 2.

11. نعماني، محمد بن ابراهيم، الغيبة، ص204؛ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج52، ص249.

12. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص202.

13. كليني، اصول كافي، ج 1، باب البدأ، ح 1 و صدوق، محمد بن علي بن حسين، التوحيد، باب 54، ح 2.

14. صدوق، محمد بن علي بن حسين، كمال الدين، ج2، ص650، طوسي، محمد بن حسن، الغيبة ص267، نعماني، همان، صص169 و 172؛ مجلسي، محمد باقر، همان؛ ج52، ص204، طبرسي، فضل بن حسن، اعلام الوري، ص426؛صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر، صص439 و 455.

15. فقيه، محمد، السفياني و علامات الظهور، ص102.

16. عاملي، جعفر مرتضي، دراسته في علامات الظهور، ص60.

17. طوسي، محمد بن حسن، همان، ص265.

18. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص205، مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص250.

19. مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص251.

20. رك: فقيه، محمد، همان، ص102.

21. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص203؛ مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص249.

22. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص204؛ مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص249.

23. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص176، صافي گلپايگاني، لطف الله، همان، ص455.

24. سورة انعام، آية 2.

25. مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص249.

26. سورة آل عمران(3)، آية 9.

27. رك: شيخ مفيد، الارشاد، ج2، ص340، طبرسي، فضل بن حسن، همان، ص401، مجلسي، محمد باقر، همان، ج51، ص133.

28. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص195، طوسي، محمد بن حسن، همان، ص262؛ آل سيد حيدر، مصطفي، بشارةالاسلام، ص298، مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص104.

29. طوسي، محمد بن حسن، همان، ص262؛ مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص103؛ صافي گلپايگاني، لطف الله، همان، ص463.

30. نعماني، محمد بن ابراهيم، همان، ص198؛ طوسي، محمد بن حسن، همان، ص262؛ مجلسي، محمد باقر، همان، ج52، ص104؛ آل سيد حيدر، مصطفي، همان، ص299؛ صافي گلپايگاني، لطف الله، همان، ص463.

Read more...
07 مرداد 1395

وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ (هود/8)يعنى: اگر عذاب را تا مدت معينى (ظهور امام زمان) بتأخير بياندازيم‏ لَيَقُولُنَّ ما يَحْبِسُهُ‏ با استهزاء خواهند گفت چه چيز آن را باز داشت (و مانع ظهور امام زمان چيست؟) أَلا يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ‏ «هود/10» بدانيد روزى كه عذاب مى‏آيد از آنها برداشته نميشود، بلكه بر آنان فرود آمده و آنچه را استهزاء بآن ميكردند خواهند ديد.

از امير المؤمنين روايت شده كه در تأويل اين آيه شريفه فرمود: أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ اصحاب قائم آل محمد است كه سيصد و سيزده نفر ميباشند.و در تفسير عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: خداوند اصحاب قائم ما را در يك لحظه مانند ابرهاى پراكنده فصل پائيز جمع ميكند.

و در غيبت نعمانى از اسحاق بن عبد العزيز از آن حضرت روايت نموده كه فرمود:

«لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ» اين عذاب قيام امام زمان و امت معدوده ياران او ميباشند. كه برابر با سپاه اسلام در جنگ بدر هستند (يعنى 313 تن ميباشند).

مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، متن، ص: 246

Read more...
07 مرداد 1395

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ و ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ «ابراهیم / 5» يعنى موسى را همراه آيات خود فرستاديم تا قوم خود را از ورطه ظلمانى كفر درآورده بوادى نورانى ايمان رهبرى كند، و آنها را بروزهاى خداوندى متذكر گرداند كه در آن آياتى است براى هر صبركننده شكرگزارى. روزهاى خداوندى (ايّامُ اللَّه) سه روز است:

روز ظهور قائم صلوات اللَّه عليه و روز مرگ و روز قيامت.

در خصال صدوق از امام باقر روايت نموده كه فرمود «ايام اللَّه» سه روز است:

روز قيام قائم آل محمد، روز رجعت و روز قيامت، و هم صدوق در كتاب معانى الاخبار روايت مزبور را آورده است.

مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، متن، ص: 247

Read more...
07 مرداد 1395

شيخ صدوق (ره) در كمال الدين از ابو حمزه ثمالى روايت ميكند كه امام زين- العابدين على بن الحسين عليه السّلام فرمود: آيه شريفه‏ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ‏ «انفال آيه 74» يعنى: خويشان انسان برخى بر برخى ديگر مقدم ميباشند در باره ما نازل گرديده‏ وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ‏ « زخرف 27» يعنى: خداوند امامت را در نسل حسين عليه السّلام تا روز قيامت برقرار داشته است و فرمود: قائم ما دو غيبت دارد كه يكى از ديگرى طولانى‏تر ميباشد.

غيبت اول شش روز و شش ماه و شش سال است و غيبت دومى چندان طولانى مى- گردد كه اكثر آنها كه بوى عقيده دارند منحرف ميگردند و جز كسانى كه يقين قوى و معرفت صحيح دارند و از آنچه بآنها دستور داده‏ايم در خود ناراحتى و تنگى نمى‏بينند، و تسليم ما اهل بيت ميباشند، كسى بر اين عقيده ثابت نمى‏ماند.

مؤلف: آنچه امام عليه السّلام ميفرمايد «غيبت اول شش روز و شش ماه و شش سال است» شايد اشاره باختلاف احوال حضرت در طول غيبتش باشد كه شش روز كسى جز افراد مخصوص بستگان آن حضرت از ولادتش اطلاع حاصل نكردند، سپس بعد از شش ماه ساير خواص هم مطلع شدند و بعد از شش سال موقع وفات پدر بزرگوارش بسيارى از مردم پى بوجود آن سرور بردند.

يا اشاره باين است كه بعد از نيل بمنصب امامت تا 6 روز كسى مطلع نگرديد و بعد از شش ماه مردم دانستند كه امام دوازدهم كيست، آنگاه پس از شش سال و خورده‏اى محرز و سفراى آن حضرت معلوم گرديد.

بنظر من اين مطلب اشاره بزمان‏هاى مختلفه غيبت وى ميباشد كه از نظر علم الهى قابل بداء است (يعنى ممكن است واقع نشود) مؤيد اين مطلب روايتى است كه كلينى رضوان اللَّه عليه از اصبغ بن نباته در حديثى طولانى كه برخى از آن در باب هفتم گذشت از امير المؤمنين (ع) نقل كرده است.

از جمله اينكه اصبغ گفت: يا امير المؤمنين حيرت مردم و غيبت مهدى (ع) چقدر طول ميكشد؟ فرمود: شش روز و شش ماه و شش سال. اصبغ عرضكرد: يا امير المؤمنين! اين مطلب‏شدنى است؟ فرمود: بلى! همچنان كه تا كنون خلق شده و تو اطلاع ندارى!.

اى اصبغ! اينان برگزيدگان اين امت هستند كه با برگزيدگان نيكان اين عترت طاهره ميباشند. عرضكرد: يا امير المؤمنين! بعد از آن چه خواهد شد؟

فرمود: آنگاه خدا آنچه خواهد ميكند! چه ذات الهى را بداها و اراده‏ها و مقصودها و نهايت‏هاست ...

اين روايت بخوبى ميرساند كه آنچه در غيبت امام زمان گفته شد: شش روز و شش ماه و شش سال ... قابل بداء است و ترديدى كه در روايت است قرينه آن ميباشد.

و اللَّه يعلم.

مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، متن، ص: 358

Read more...
07 مرداد 1395

شيخ صدوق «ره» در كتاب «علل الشرائع» و عيون اخبار الرضا از حسن بن فضال و او از پدرش از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت ميكند كه فرمود: گويا شيعه را در موقع از دست دادن سومين امام از فرزندانم مى‏بينم كه از هر سو او را جستجو كنند نيابند. عرضكردم: يا ابن رسول اللَّه براى چه؟ فرمود: براى اينكه امام آنها غائب ميگردد:

فقلت و لم؟ قال: لئلّا يكون في عنقه لأحد بيعة اذا قام بالسّيف‏.

عرض كردم چرا غائب مى‏شود؟ فرمود: براى اينكه وقتى با شمشير قيام ميكند، بيعت هيچ (پادشاهى) در گردن او نباشد.

و هم در كتاب عيون از حسن بن محبوب روايت نموده كه آن حضرت بمن فرمود:

دنيا فتنه‏اى در جلو دارد كه آتش آن دامن خاص و عام را خواهد گرفت، و اين در موقعى است كه شيعيان ما فرزند سوم مرا از دست بدهند و اهل آسمان و زمين و مرد و زن دل- سوخته و هر غم زده مصيبت رسيده‏اى بخاطر از دست دادن وى گريه كند. پدر و مادرم فداى او باد كه همنام جدم (پيغمبر) و شبيه من و شبيه موسى بن عمران (ع) است.

لباسهاى نورانى پوشيده كه از شعاع انوار قدس، ميدرخشد چه بسيارند زنان و مردان با ايمانى كه چون «ماء معين» را از دست بدهند، حيران و غمگين و متأسف گردند گويا آنها را مأيوس و متحير مى‏بينم، آنها را چنان صدا زنند كه از دور شنيده شود، چنان كه از نزديك شنيده مى‏شود.

او (امام زمان (عج)) براى مؤمنين رحمت و براى كفار عذاب است.

مؤلف: جمله «لباسهاى نورانى پوشيده كه از شعاع روشنى قدس ميدرخشد» احتمال دارد مقصود اين باشد كه از وجود حضرت انوار فضل و فيض خدا ساطع است و بطور خلاصه منظور اينست كه: وجود اقدس امام زمان (ع) لباسهاى مقدس و خلعت‏هاى ربانى كه انوار فضل و هدايت از آن ميدرخشد، پوشيده است.

__
“ماء معين” يعنى آب زلال جارى، در آخر سوره تبارك تفسير بامام زمان ارواحنا فداه شده است و در اينجا نيز مقصود آن حضرت ميباشد.

مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، متن، ص: 381

Read more...
07 مرداد 1395

شيخ صدوق (ره) در كمال الدين بسند خود از عبد العظيم حسنى‏ از امام على النقى بنقل از پدران عاليقدرش از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت نموده كه فرمود:

قائم ما غيبتى طولانى خواهد داشت، شيعيان را چنان مى‏بينم كه براى پيدا كردن او دشت و دمن را زير پا گذارند و او را پيدا نكنند! بدانيد آنها كه در غيبت وى در دين خود ثابت بمانند و از طول مدت غيبتش منكرش نشوند، روز قيامت با من خواهند بود.

آنگاه فرمود: چون قائم ما ظهور كند بيعت هيچ كس در گردن وى نميباشد. از اين رو ولادتش پوشيده خواهد ماند و خودش از نظرها پنهان مى‏شود.

نيز در آن كتاب از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت كرده كه امير المؤمنين بامام حسين عليهما السّلام فرمود: فرزند نهمى تو قيام بحق ميكند و دين را پايدار ميدارد و عدل را گسترش ميدهد. امام حسين عرضكرد: يا امير المؤمنين آنچه فرمودى تحقق خواهد يافت؟ فرمود: آرى بخداوندى كه محمد (ص) را به مقام پيغمبرى برانگيخت و او را بر همه مخلوقات برترى داد. ليكن پس از غيبتش وضعى پيش مى‏آيد كه جز دوستان مخلص ما و مؤمنين پاك سرشت كه نور ايمان و محبت ما در لوح دلشان نقش بسته، كسى در عقيده دينى خود ثابت نميماند! و هم در كمال الدين از عبد اللَّه ابى عفيف شاعر نقل كرده كه گفت: شنيدم امير المؤمنين عليه السّلام ميفرمود: چنان مى‏بينم كه شما شيعيان همه جا را در جستجوى مهدى زير پا گذاريد و او را نيابيد. در كتاب مزبور بطريق ديگر نيز اين روايت را نقل كرده است. در كتاب غيبت شيخ از عبايه اسدى روايت نموده كه گفت از آن حضرت شنيدم ميفرمود: چه حالى خواهيد داشت وقتى كه بى‏امام بمانيد و گروهى از شما از عقيده بعضى ديگر تبرى جويند؟!.

مهدى موعود ( ترجمه جلد 51 بحار الأنوار)، متن، ص: 333

Read more...
07 مرداد 1395

در كتاب شریف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(علیه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سید هاشم بحرانى و با بهره گیرى از دهها جلد كتب تفسیر و حدیث، تألیف گردیده، مجموعاً (132) آیه از آیات كریمه قرآن ذكر شده كه در ذیل هر كدام یك یا چند روایت در تبیین كیفیت ارتباط آیه با آن حضرت(علیه السلام)، نقل شده است.

در اینجا به ذكر چند روایت در این مورد، بسنده مى كنیم:

1 ـ امام صادق (علیه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدّین كلّه و لو كره المشركون»(1) فرمود:

“به خدا سوگند! هنوز تأویل این آیه نازل نشده است و تا زمان قیام قائم (علیه السلام) نیز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (علیه السلام)به پا خیزد، هیچ كافر و مشركى نمى ماند مگر آنكه خروج او را ناخوشایند مى شمارد.”(2)

2 ـ امام باقر (علیه السلام) در باره آیه شریفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» (3) فرمود:

"زمانى كه قائم(علیه السلام) قیام نماید، دولت باطل از بین خواهد رفت."(4)

3 ـ امام صادق (علیه السلام) در بیان معناى آیه كریمه «و لقد كتبنا فى الزبور من بعدالذكر أن الأرض یرثها عبادى الصّالحون»(5) فرمود:

"تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شایسته خدا كه وارثان زمین هستند، حضرت قائم(علیه السلام) و یاران او مى باشند." (6)

4 ـ امام باقر (علیه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذین إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...»(7) فرمود:

"این آیه درحق آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(علیه السلام)و یاران او كه خداوند شرق و غرب زمین را تحت سلطه آنان قرار مى دهد و به وسیله آنان دین را پیروز گردانده و بدعتها و باطلها را مى میراند."(8)

5 ـ امام سجاد(علیه السلام) زمانى كه این آیه شریفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذین آمنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكّننّ لهم دینهم الّذى ارتضى لهم و لیبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننى و لایشركون بى شیئاً» (9) فرمود:

"به خدا سوگند! آنان شیعیان ما اهلبیت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمین و اقتدار بخشیدن به دین را ـ به وسیله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى این امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)در باره اش فرمود: اگر از عمر دنیا جز یك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمین را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد."(10)

6 ـ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «آیه «أمّن یجیب المظطرّ اذا دعاه و یكشف السّوء و یجعلكم خلفاء الأرض»(11) درباره قائم از آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهیم دو ركعت نماز گزارد و فرج خویش از خدا بخواهد، خداوند دعایش را اجابت كند و بدیها را برطرف سازد و او را در زمین خلیفه قرار دهد.»(12)

-------------------------------------

1 ـ سوره توبه، آیه 33 اوست خدایى كه پیامبرش را با هدایت و دین حق فرو فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند اگرچه ناخوشایند كافران باشد.

  2ـ كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق ، ج 2 ،ص 670.

 3 ـ سوره اسراء، آیه 81 ، بگو حق آمد و باطل از بین رفت، همانا باطل نابود شدنى است.

 4 ـ الروضة ، ص 287.

5 ـ سوره انبیاء ، آیه 105،به راستى بعد از ذكر، در زبور نوشتیم كه بندگان صالح من وارثان زمین خواهند بود.

 6 ـ تفسیر على بن ابراهیم، ج 2، ص 77.

-7سوره حج، آیه 41، كسانى كه اگر آنان را در زمین قدرت بخشیم نماز به پا مى دارند و زكات مى دهند.

8ـ تأویل الآیات الظاهرة ، كتاب خطى.

9 ـ سوره نور، آیه 55 ،خدا به مؤمنان و شایستگان شما وعده داده كه آنان را در زمین همچون پیشینیان خلافت بخشد و دین مورد رضایت خود را براى آنان تمكین و اقتدار دهد و ترس آنان را به امنیّت تبدیل كند تا مرا بپرستند و شرك نورزند.

10 ـ تفسیر عیاشى، ج 3، ص 136.

11 ـ سوره نمل، آیه 62 ، جز خدا كیست كه دعاى درمانده واقعى را اجابت كند و بلاء را رفع نماید و شما را خلفاى زمین قرار دهد؟

12 ـ تفسیر قمى ـ ج 2 ص 129.

Read more...